آرتین کوچولوآرتین کوچولو، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 6 روز سن داره

بهونه نفس كشيدن

کوهنورد کوچک برفرازبام تهران

سلام.بعدازاینکه تواین چندمدت تمام کوهها وتفریحگاههای شمال غرب وشمال شرق تهران و گشتم.روزجمعه عازم بام تهران شدم. مامان  وباباگلی ازشب قبل تمام وسایلو آماده کرده بودن وقرارشدصبح زود راه بیفتیم.صبح زود ازخواب بیدارشدم وبه اتفاق باباگلی(بابای مامانی)عازم توچال شدیم.هوای نسبتا سردی حاکم بود ولی لذت خاصی داشت وحسابی آدمو شارژمی کرد . بقیه مطالبو روی عکسا توضیح می دم.   ا ینا یک گروه ازمهندسای چینی بودن که برای خط مترو تهران  کارمی کردن وعاشق من شده بودن وفکرکنم 30-40 عکسی ازمنو ومامان گرفتن. اینم مامان ودوست چینیش .که عاشق من ومامان شده بود وتاایستگاه1 ماروهمراهی کرد. این پدرودختراهل سویس بودن واین ...
10 بهمن 1391

مرواریدای سوم وچهارم وتولدبنیتا عسل

سلام من اومدم بالاخره بعداراینکه مرواریدای اول ودومم تو 5ماهگی جونه زد مرواریدای سوم وچهارم ردیف بالاهم تو 11 ماهگی نمایان شد.  این الاکلنگ نمو رو عمه پروانه برام خریده که خیلی دوسش دارم وهمش باش بازی می کنم   این دو دندون پایین سلاح منه اگه کسی اذیتم کنه حسابی گازش می گیرم     واما: دوشنبه گذشته رفته بودیم تولد بنیتا جونم دوست صمیمی ومهربون نی نی وبلاگم ،که خیلی خیلی خوش گذشت.آران وخاله مرجانم اومده بودن .   بنیتا عزیزم بهترین ها وزیباترین ها رابرایت آرزودارم  من وآران خواب آلو که تا ساعت 7 خوابید ومنو منتظر گذاشت من وبنیتا جون که عاشق گ...
10 بهمن 1391

من 10 ماهه شدم

سلام به همه خوبان مهربون    مهمترین کارای من تواین ماه که به طور حرفه ای انجام می دم عبارتنداز: 1-نی نای نای درحد مایکل جکسون وبا هرموزیکی 2-دست دستی 3-بای یای  عکساشونو توپستای بعدی می بینید تواین ماه وسه روزتعطیلی آخرهفته اوقاتم رو  کلا به گردش وتفریح گذروندم.مامان وخانواده مامانی حسابی اهل گشتن وحسابی باطبیعت حال می کنن. منم که اهل دردرم اونم  ازنوع  high،خوب به اونا ومامانک کشیدم دیگه ،خدایی آدم توطبیعت روحش تازه می شه   کسی که همش به دردرباشه رانندگیش 20 می شه دیگه.منم راننده جاده های پرخطر اینجاهم یک دستی می رونم شوماخرم دیگه    ...
30 دی 1391

الو نی نی وبلاگ

سلام به همه عزیزای مهربون چندوقتی بودکه ماما ن با الو نی نی وبلاگ تماس می گرفت تا من قصه گوش کنم و به اندازه کسری  ازثانیه آروم باشم. تامامان یک نفسی تازه کنه.منم خدایی از قصه هاخوشم میومد.   یک مدت بود   همش به مامان می گفتم الو الو.ولی مامان سرش شلوغ بود وبه خواستم توجه نمی کرد.برای همین منم تصمیم گرفتم  به تنهایی تماس بگیرم .آخه مستقل شدم دیگه   ولی این بین یک اتفاقاتی افتادکه  بهتره خودتون ببینید   اول سراغ گوشی که تواتاق خواب مامان وبابا بود رفتم گوشیو برداشتم    شارژرم انداختم چون به کارم نمی یومد ولازم نمی شد به نظرم زیادی بود...
22 دی 1391

سلمونی مامان وبابا

سلام موهام خیلی خیلی بلندشده بود وهمش توچشمام می یومد ومنواذیت می کرد.برای همین مامان وبابا تصمیم گرفتن موهامومرتب کنن. مامان اولش نگران بودکه من همکاری نکنم،ولی ... این پسرکه درحال خوردن کیف دوربینه منم.ولی بایک تفاوت اینکه     تواین عکس موهامو کوتاه کردم وحالا شرح ماجرا: مثل یک آقا پسرگل رو صندلی نشستم مامان گفت چشماموببندم تا مو وارد چشمام نشه.منم اطاعت کردم منم تا آخرش حرف مامانو گوش کردم وتازه احساس خوبی داشتم ولبخندمی زدم. ودرنهایت این مدلی شدم این وسایلم مامان برای سلمونی من خریده .آخه مامان تواین کار استاده سلمونی مامان وبابا خیلی عالی بود.باتعیین وق...
13 دی 1391

نگاه پراحساس

سلام فکرمی کنیداین نگاهها آخرش به کجا ختم می شن  بادقت نگاه کنید 1 2 3 4 5 6 زیادمنتظرتون نمی ذارم این نگاهها فقط به محض شروع سه آهنگ زیربه  ترتیب اولویت روی صفحه Tvمیخکوب می شن.   1-شهاب تیام         بگوبگومن دیگه طاقت ندارم       آخه به دوری تو عادت ندارم 2-افشین              بوم بوم 3-  جمشید             من واین رویا هیچکسم موقع پخش این آهنگا حق صحبت وحرکت ازجلوی Tv رونداره وگرنه بازبون خودم روش داد می زنم.اب اددد اوو آآآ اممم ماما اخخ بابا   د...
6 دی 1391

اولین یلدا

سلام به همه عزیزای مهربون،یلدای همتون مبارک. پارسال یلدا یادش بخیر من تودل مامانی بودم وازاونجانظاره گرماجرا ولی امسال توجمع گرم خونواده، دیشب مامان وبابا یک مهمونی توپ ترتیب دادن باکلی مهمون،کلی چیزای خوشمزه وکلی بزن وبکوب وعکس بازی وشلوغ کاری .  منم آرتین ازنژادپاک آریایی این سفره یلدای ما بودکه مامان ازدست بنده مجبورشد،اونورومیزناهارخوری بچینه   اینم هدیه یلدای من که کلی باش حال کردم     این سرهمی هندونه ای ام مامان باهمه مشغلش چهارشنبه ازبهاربرام خرید تا مهمونابجای هندونه منوبخورن مامان وبابا دوستون دارم ویلداتون مبارک بای بای ...
2 دی 1391