فردای تولد
فردای تولد
بالاخره صبح شد بعد ارصرف صبحانه پزشک متخصص نوزادان اومد منومعاینه کرد وشرح حال کامل رو به مامان وبابا داد. خانم دکترفوق تخصص نورادان داشت وخیلی مهربون بود.پزشک جراح مامان هم وضع عمومی مامانوچک کرو و برای مرخص شدننش okداد. دکتر گوش وحلق وبینی هم شنوایی منو چک کردوبعداز نیم ساعت ریپورتشو داد. پرستارای مهربونم برای مامان cdآموزش شیردهی ومراقبت ازنوزادو بخش کردن تا مامان اطلاعات کاملتری پیداکنه که اونم عالی بود.مامانم کلی دوست اونجا پیدا کردچون خیلی خوش اخلاق ومهربونه.
خلاصه تمام کارا انجام شد ، پرونده ترخیص من ومامان آمده شد وتزریق واکسنای من مونده بود که بعدازصرف نهارومرخص شدن مامان از بخش ،من بابا ومامان جون برای تزریق واکسنا رفتیم.تزریق انجام شد وکارت واکسیناسیونم گرفتم هورا.بعدمامان ومامان جون تولابی بیمارستان منتطرشدن تا بابا ماشینو دم درب بیاره تا من سرما نخورم.بعدچهارتایی سوارشدیم وراهی خونه شدیم.بیمارستان بهمن خیلی حیلی عالی بود،فول امکانات،کادر قوی ودلسوزورسیدگی عالی به بیماروهمراهان.بیشترشبیه هتل بود،ما که خیلی راضی بودیم.مامان وبابا ازاینکه این دکتر وبیمارستانوبرام انتخاب کرده بودن خیلی خیلی راضی بودن.وبالاخره به لطف خدا منم به جمع خانواده اضافه شدم.ومامان وبابا حسابی خدا را شکر کردن. حالا شدیم دوتا داداش مهربون ومامان وبابا گل.
درسالن بیمارستان منتظر رفتن




فردای تولد
